يه زخم كهنه روي بالم، يه آسمون كه چشم به رام نيست
به غير واژه غريبي چيزي توي ترانه هامنيست
حتي يه آينه پيش روم نيست! كه اسممو يادم بياره
تنهاترين مسافر شب تو خلوتم پا نميزاره
ازم نخواه با تو بمونم، تو هيچي از من نميدوني
اگه بگم راز دلم رو، تو هم كنارم نميموني
دل من از نژاد عشقه، از تو و از ترانه لبر يز
يه دنيا غم توي صدامه، مثل سكوت تلخ پاييز
من يه پرنده غريبم، من از نژاد آسمونم
ميون اين همه ستاره ، من يه شهاب بي نشونم
ازم نخواه با تو بمونم تو هيچي از من نميدوني
اگه بگم راز دلم رو، تو هم كنارم نميموني
