زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست.....
خرم آن نغمه كه ماند به ياد!
.............................................
امروز يه حس تازه دارم مثل كسي كه ميخواد پرواز كنه ، ياد دوران كودكيم افتادم
هر روز جمعه ميرفتم با بجه ها به كوه ...
كوه يه حس جالبي به من ميداد . هيچوقت يادم نميره به زمين و زمان اون موقع ها
بيشتر توجه ميكردم يه كلكسيون از سنگهاي رنگي جمع كرده بودم ...
تو دلم ميگفتم هر كدوم از اين سنگهاي قشنگ يه قصه براي گفتن دارن ...
ايكاش ميشد قصه خودشونو به من ميگفتن...
اون روزا هميشه عاشق تماشا كردن آسمون تو بلندي كوه بودم ....
شايد چند صد سال پيش هم يكي مثل من رو همين سنگ بزرگ نشسته بوده
و به آسمون نگاه ميكرده و فكر ميكرده ولي به چي؟
چقدر دلم تنگ شده براي اون روزا وقتي به آسمون نگاه ميكردم
آرزوي پرواز داشتم ولي الان از پرواز ميترسم از هرچيز
كه آبي باشه ميترسم....
سکسکه
درجهبندی: ؟!
رابطه جنسی مری و معده که صدای اون از دهن میزنه بيرون!
يه رابطه فوق العاده زورکی.
و شايد عاشقانه.
و چقدر بعضيا بیرحم هستند که در موقع سکسکه آب میخورند.
(شما خوشتون مياد موقع عمل جنسی کسی يه ليوان آب روتون خالی کنه؟)

