آخرين قدم هاتو بردار! عصازنان مسير سرد كنوني زندگيتو ادامه بده شايد فكر كردن تو به دوران جوونيت ، دوباره گرمت كنه .
هر روز صبح ميديدمش ، شاد با عصاي چوبيش تو كوچه ما قدم ميزد، خيلي شوخ و سرزنده بود ، بچه هاش خيلي كم به اون سر ميزدن ، يكي دو سالي بود كه زنش مرده بود و تنها زندگي ميكرد. اكثرا تو كوچه بود و با همه همصحبت ميشد ولي الان يك هفته اي ميشه سكته كرده و فلج شده و چاره اي جز زل زدن به سقف خاكستري اتاقش نداره تا فرشته مرگ به روش لبخند بزنه . تو اين مدت لابد به همون روزاي سرد كه تو كوچه قدم ميزد ، فكر ميكنه. ديگه صداي عصاش به گوش نميرسه. ايكاش نوه هاش كنارش بودن تا شايد بتونه زندگيشو تو قالب قصه براشون تعريف كنه.
اين هفته كاملا خاكستري بود. بابك بيات درگذشت ، هواپيماي آنتونف سقوط كرد و پيرمرد كوچمون سكته كرد!
اینم به یاد جوونی های همه پیرمردها!

اینم چندتا فیلتر شکن ناز برای بچه های ناز:

