آدم به يه سني كه میرسه ناخودآگاه مجبور به اندیشیدن درباره يه مسئله میشه البته اون مسئله از دید روانشناس ها يه امر کاملا طبيعيه (طبق اون مثلث معروف روانشناس ها!)
خوب طبق منوال طبيعي كه بشر در طول عمرش طی ميكنه ، تو این محدوده كه قرار ميگيري بايد نیاز به تعلق داشتن در تو شكوفا بشه البته اولين غنچه اين شكوفايي زماني شكفته ميشه كه حس ميكني كسي تو رو دوست نداره و دنبال يه نیمه گمشده میگردی كه خودتو با اين نیمه تكميل كني ....
حالا اينجاي بحث كه ميرسه بايد يه نگاهی به پله دادسراهاي خانواده تهران بزنيم (من تقريبا بنا به دلايلي گذرم زياد به اونجا افتاده) پله هاش پر از جووانايي كه با نيمه هاي گمشدشون اومدن تا از هم جداشن .
قصه همه اين زوجها تقريبا تو شروعش مثل همه ، همه ليلي و مجنون بودن اما حالا چي؟
اول كه عاشق ميشي كور و كر ميشي ، نمي خواي چشمتو به واقعيت باز كني تنها چيزي كه تو قاب خالي قلبت نقش بسته چهره معشوقته! (البته شايد بعدها تبديل به كاووس زندگيت بشه) كر ميشي نميخواي حرفاي اطرافيانتو درباره واقعيت زندگيت بشنوي! ( تو اين دوره هر 15 دقیقه با معشوقت تماس تلفني داري ميخواي صداي اونو بشنوي)
تا اينجاش كه شيرين بود ، پس كجاش بده؟
آهان ، اون وقتي كه بعد از دوران مطبوع نامزدي هر دوتون ميفهميد كه زندگي مثل اين فيلم هاي رمانتيك سينمايي ( كه معمولا گلزار و امين حيايي توش بازي ميكنن) كشكي نيست. ميفهميد كه اصلا به هم نميخوريد ، تفاهم نداريد و بعد شريك زندگيتون كه حاضر بود با شما توي يه خرابه زندگي بكنه و با يك نون بربري فقط در كنار تو باشه ، ميزنه زيرش .... ميخواد مثل همون فيلمها سوار ماشين با كلاس بشه ، هر روز بره مهموني و شمال و...(از اين بچه بازيا)...................پس مواظب باش چطوري ميخواي زندگيتو آغاز كني!
ژاپن: بشدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد!
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه و اکشني(ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند!
چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!
اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل )
گينه بي صاحاب!!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!
اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد!
انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!
ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند ! عاشق عبارت « خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد ! او سه سوته عاشق مي شود ! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند! او چت مي کند! خيابان متر مي کند ودر يک کلام عشق و حال مي کند! نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است!
البته بايد به عنوان يك دانشجو به اين نكته آخر اعتراف كنم كه 80 درصد دانشجوها همانطوري كه گفته شد شب امتحاني هستن و تو طول ترم بيكارند، حالا ممكنه بعضي ها براي اين زمان برنامه ريزي كرده باشن و براي امرار معاش به شغل شريف كارت پخش كني و يا اگه خيلي زرنگ باشند به تدريس خصوصي بپردازن يا مثل من بيكار بمونند. البته هميشه تصميم دارشتم تو اين مدت مشغول ورزش بشم ولي نميدونم چرا هيچوقت نميتونم تصميم بگيرم و خيلي فعاليت بكنم نتيجش اين مضخرفاتيه كه براتون مينويسم!
خب اين عكس رو هم به خاطر علاقم به كشتي براتون ميذارم (فقط!)
![]()
آخرين قدم هاتو بردار! عصازنان مسير سرد كنوني زندگيتو ادامه بده شايد فكر كردن تو به دوران جوونيت ، دوباره گرمت كنه .
هر روز صبح ميديدمش ، شاد با عصاي چوبيش تو كوچه ما قدم ميزد، خيلي شوخ و سرزنده بود ، بچه هاش خيلي كم به اون سر ميزدن ، يكي دو سالي بود كه زنش مرده بود و تنها زندگي ميكرد. اكثرا تو كوچه بود و با همه همصحبت ميشد ولي الان يك هفته اي ميشه سكته كرده و فلج شده و چاره اي جز زل زدن به سقف خاكستري اتاقش نداره تا فرشته مرگ به روش لبخند بزنه . تو اين مدت لابد به همون روزاي سرد كه تو كوچه قدم ميزد ، فكر ميكنه. ديگه صداي عصاش به گوش نميرسه. ايكاش نوه هاش كنارش بودن تا شايد بتونه زندگيشو تو قالب قصه براشون تعريف كنه.
اين هفته كاملا خاكستري بود. بابك بيات درگذشت ، هواپيماي آنتونف سقوط كرد و پيرمرد كوچمون سكته كرد!
اینم به یاد جوونی های همه پیرمردها!

اینم چندتا فیلتر شکن ناز برای بچه های ناز:
چند راه جالب براي فراموش كردن اين درد عشق پيدا كردم ، داغ داغه ، از دستش نده:
1..... سعي كن اطراف معشوقت پيدات نشه (جزوه رو از بچه هاي سيبيل كلاس بگير!)
2..... خودتو سرگرم كن ، مثلا تو كلاس درس يك پروژه داوطلبانه از استادتون بگيريد (مثلا از دكتر نصر!)
3..... چندتا از اين برنامه هايي كه زنداني هاي مهريه رو نشون ميده نگاه كن تا از عشق و عاشقي سير بشي!
4..... از برو بچز اهل دل محلتون(معتادين محترم) بخواه تا از عشق و عاشقيشون يه ساعت صحبت كنن!
5..... شير موز و پسته و معجون كمتر بخور و بيشتر از غذاي دانشگاه استفاده كن.
6..... از ديدن فيلم هاي رمانتيك سينمايي پرهيز كن ( ترجيحا دور و بر فيلمهايي كه امين حيايي و گلزار بازي كردن نرو)

راستی اینم یه برنامه فلش توپ . خیلی جالبه پیشنهاد میکنم ببینیدش:
